• منظورازحسنه درآيه89سوره نمل چيست؟
  • منظورازهدايت درآيه56سوره قصص چيست؟
  • باتوجه به تفسيرآيه76سوره قصص حضرت موسي باكدام قدرت طاغوتي مبارزه كرد؟
  • آيه 10سوره عنكبوت د رباره كدام يك ازگروههاي زيراست؟
  • بزرگترين افتخار حضرت موسي باتوجه به آيه 27سوره عنكبوت كه بسياري از پيامبران هم ازخداتقاضا مي كردند چه بود؟


  • لینک مسابقه

    منابع:

    پاسخ سوال 1

    در این که: منظور از «حسنه» چیست؟ مفسران تعبیرات گوناگونى دارند:

    بعضى آن را به کلمه توحید و «لا اله الا اللّه» و ایمان به خدا تفسیر کرده اند.

    و بعضى آن را اشاره به ولایت امیرمؤمنان على(علیه السلام) و ائمه معصومین(علیهم السلام)مى دانند، و در روایات متعددى که از طرق اهلبیت(علیهم السلام) رسیده بر این معنا تأکید شده است، از جمله: در حدیثى از امام باقر(علیه السلام) مى خوانیم: یکى از یاران على(علیه السلام)به نام «ابو عبداللّه جدلى» خدمتش آمد، امام فرمود: آیا از معنى این سخن خداوند: مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها... (تا پایان آیه بعد) به تو خبر دهم؟

    عرض کرد: آرى فدایت شوم اى امیرمؤمنان! فرمود: الْحَسَنَةُ مَعْرِفَةُ الْوَلایَةِ وَ حُبُّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ السَّیِّئَةُ إِنْکَارُ الْوَلایَةِ وَ بُغْضُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ:

    «حسنه، شناخت ولایت و دوستى ما اهلبیت است، و سیئه، انکار ولایت و دشمنى ما اهلبیت مى باشد».(1)

    ----------------------------------------
    پاسخ سوال 2

    با توجه به این امور، نخستین آیه مورد بحث، پرده از روى این حقیقت برمى دارد، که «تو نمى توانى هر که را دوست دارى هدایت کنى، ولى خداوند هر کس را بخواهد هدایت مى کند، و او از هدایت یافتگان آگاه تر است» (إِنَّکَ لاتَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لکِنَّ اللّه یَهْدِی مَنْ یَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ).

    او مى داند چه افرادى، لایقِ پذیرش ایمانند، او مى داند چه قلب هائى براى حق مى طپند، او مى داند در چه سرهائى، سوداى عشق خدا است، آرى، او این افرادِ شایسته را خوب مى شناسد و به آنها توفیق مى دهد و لطفش را رفیق راه آنها مى سازد، تا به سوى ایمان رهنمون شوند.

    اما تاریک دلانِ زشت سیرتى که در دل با حق دشمنند، و با تمام قدرتشان، به پیکار با فرستادگان خدا برخاسته اند، و از نظر زندگى، آن قدر آلوده و ننگینند که لایق نور ایمان نیستند، خداوند هرگز، چراغِ توفیق را، فرا راه آنها قرار نمى دهد.

    بنابراین، منظور از هدایت در اینجا، «ارائه طریق» نیست، چرا که ارائه طریق، کارِ اصلى پیامبر(صلى الله علیه وآله) است و بدون استثناء، راه را به همه نشان مى دهد، بلکه منظور از هدایت در اینجا، «ایصال به مطلوب» و رسانیدن به سر منزل مقصود است، این تنها، کار خدا است، که بذر ایمان را در دل ها بپاشد، و کار او هم بى حساب نیست، او به دل هاى آماده نظر مى افکند و این نور آسمانى را بر آنها مى پاشد.

    ---------------------------

    پاسخ سوال 3

    ثروتمند خود خواه بنى اسرائیل

    سرگذشت عجیب «موسى» و مبارزه او با «فرعون»، در بخشى از آیات گذشته این سوره مشروحاً آمد، و گفتنى ها درباره آنها گفته شد، گفتارى که به قدر کافى الهام بخش بود.

    در بخش دیگرى از آیات این سوره، سخن از درگیرى دیگر بنى اسرائیل با مردى ثروتمند و سرکش، از خودشان، به نام «قارون» به میان مى آورد، قارونى که مظهر ثروتِ آمیخته با کبر و غرور و طغیان بود.

    اصولاً موسى(علیه السلام) در طول زندگى خود با سه قدرت طاغوتى تجاوزگر مبارزه کرد: «فرعون» مظهر قدرتِ حکومت، «قارون» مظهر ثروت، و «سامرى» مظهر صنعت و فریب و اغفال.

    --------------------------------------

    پاسخ سوال 4

    ضمناً، این نکته نیز روشن شد که، «منافق»، تنها به کسانى نمى گویند که در باطن ابداً ایمان ندارد، و اظهار ایمان مى کند، بلکه، افراد سست ایمانى که در تحت فشار این و آن به زودى عقیده خود را عوض مى کنند، جزء منافقان  محسوب مى شوند، و آیه مورد بحث، ظاهراً از این گونه منافقان سخن مى گوید، و تصریح مى کند که خدا از نیات آنها آگاه است.

    -----------------------

    پاسخ سوال 5

    1 ـ بزرگترین افتخار

    داخل بودن در «صالحان»، به طورى که از آیات زیادى از قرآن بر مى آید اوج افتخارى است که ممکن است نصیب یک انسان بشود، و لذا بسیارى از پیامبران از خدا تقاضا مى کردند که آنها را در زمره صالحان قرار دهد.

    «یوسف» بعد از رسیدن به برترین پیروزیهاى ظاهرى به پیشگاه خدا عرض مى کند: تَوَفَّنِى مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِى بِالصّالِحِیْنَ: مرا مسلمان بمیران و به صالحان ملحق کن».(8)

    «سلیمان» نیز، با تمام حشمت و جاه و جلالش عرض مى کند: أَدْخِلْنِی  

    بِرَحْمَتِکَ فِی عِبادِکَ الصّالِحِینَ: «خداوندا! مرا به رحمتت در بندگان صالحت داخل کن».(9)

    «شعیب»، آن پیامبر بزرگ هنگامى که قراردادش با «موسى» تمام مى شود مى گوید: سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللّهُ مِنَ الصّالِحِینَ: «به خواست خدا مرا از صالحان خواهى یافت».(10)

    «ابراهیم» نیز، هم براى خودش تقاضا مى کند که در زمره صالحان باشد: «رَبِّ هَبْ لِی حُکْماً وَ أَلْحِقْنِی بِالصّالِحِینَ».(11)

    -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    دوستان:

    نظر فراموش نشود